تنهاتر از تنهایی...
این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است
دنیا تنگ نومیدی توان فرساست، میدانم. ولیکن، ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی، زیباست. میدانی؟ به شوق نور ، در ظلمت قدم بردار. به این غم های جان آزار ، دل مسپار! که مرغان گلستان زاد که سرشارند از آواز آزادی نمی دانند هرگز ، لذت و ذوق رهایی را. و رعنایان تن در نور پرورده نمی دانند در پایان تاریکی ، شکوه روشنایی را. اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، سال نو مبارک دوستت دارم برای وسعت احساسم کافی نیست . در هرجا ، همه جا ،تویی در خاطرم . مثل انتظار شکوفه برای شکفتن ، یا بی تابی دانه برای فرو افتادن در آغوش بارور خاک ،هم چون سازی کهنه در عطش لمس انگشتانی آگاه . با من مهربان باش ، نوازش کن مرا با انگشتانت که طعم سیب سرخ حوا را می دهند . دل انگیزم ، کدام یک حقیقت است؛ درآمیختن شبانه ام در خیال یا دیدار کنونم با تو ؟ * جاده نشان دهنده عشق است. اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید زود و آسان عاشق می شوید ولی اگر راه طولانی را انتخاب کرده اید به سادگی عاشق نمی شوید و زمان بیشتری برای آن صرف می کنید. سوال دوم: * تعداد رزهای قرمز نشان دهنده آن است که در یک رابطه چقدر از خودتان مایه می گذارید و تعداد رزهای سفید برعکس نشان می دهد که شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابل انتظار محبت دارید. سوال سوم: *سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما با مشکلات در یک رابطه است. اگر شما از اعضای خانواده درخواست کرده اید که محبوبتان را صدا بزنند بدین معناست که شما از مواجه شدن با مشکلات می ترسید و امیدوار هستید که مشکلات به خودی خود حل شوند ولی اگر خودتان به اتاقش رفته که او را از حضور خود مطلع کنید این نشان می دهد که شما خود با مشکلات مواجه می شوید و دوست دارید آنها را هرچه زودتر حل کنید سوال چهارم : *محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتیاق شما به دیدن محبوبتان است. اگر آنها را روی تخت می گذارید نشان می دهد که دوست دارید او را زیاد ببینید و اگر آنها را لب پنجره قرار می دهید یعنی اگر او را زیاد هم نبینید مشکلی به وجود نمی آید سوال پنجم : *سوال پنجم نشان دهنده نگرش و طرز فکر شما در مورد کاراکتر و شخصیت فرد محبوبتان است. اگر شما او را در حالی که خوابیده است در اتاق ببینید یعنی او را همان طور که هست دوست دارید و اگر او را بیدار دیده اید یعنی انتظار دارید که او مطابق میل شما بشود. سوال آخر: *راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست. اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما کوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب کرده اید مدت زیادی در عشق خود پایدار می مانید . مجال دوباره می نویسم می نویسم با لبخند به جای همه لحظه هایی که نخندیدم می نویسم برای تو که بیایی و این آغاز دوستی مان باشد می نویسم برای آفتاب همین آفتابی که روشن است بگذار آفتاب و روشنی نشان دوستی مان باشد . 
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی .
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش
آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی .
برایت همچنان آرزو دارم
دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بیتردید مورد اعتمادت باشد.و چون زندگی بدین
گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غره نشوی.و نیز آرزومندم
مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا
نگهدارد.همچنین، برایت آرزومندم
صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ سادهای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران
ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران
نمونه شوی.و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان
یابند.امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرندهای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره
گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.امیدوارم
که دانهای هم بر خاک
بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود
دارد.بعلاوه، آرزومندم پول داشته
باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من
است »
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ
دیگری است!و در پایان، اگر مرد
باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو
بیاغازید.اگر همهی اینها که گفتم
فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم
قلب دیوانه من حال با ترانه دل تو می تپد و این لحظه رویش و سرسبزی جان من است ، لحظه ناب اکنون . شاید که فردا آتش عشق تو نتواند اینگونه ویرانم کند . اما حالا بی تاب با تو بودنم ، امروز بی قرارم و فراموش کرده ام هر چیز جز تو را ، تویی که حال حس می کنم خودِ منی . آرزوی آغوش تو مرا ذوب می کند و یاد گذشتن از مرزهایم نیز مرا ذوب می کند ، بگو با من که لیاقت گناه را داری ... مرا آرام کن و بگو سرگشتگی برای تو ارزش همه چیز را دارد . بگو با من بگو با من که هوس نیستی . آرزوی دیرین منی . بیا با من از مرزهای دیوانگی بگذریم . تجربه تازه من ، کشف تو چشمه ای دست نخورده در دل کویر است . با آیین سکوت به سویت می آیم . راز چشمان مهربانت را با من بگو . من حیران لحظه ر ها شدن در عمق چشمان تو و رسیدن به آرزوی انگشتان پر احساس تو برای لمس دستان خویشم . جرقه های قلب مرا آتش کن و مرا بسوزان در خلوتگاه دلدادگیمان و نگذار که یک دم حتی یک دم به خویش باشم . من تشنه اسارت آغوش توام ، خنده های معصومانه تو و نگاه پر وسوسه ات مرا تا اوج رویا می کشاند . تو تولد دوباره دام قصه عاشقانه ای . نگاهت را به من ببخش ، نگاه نابت را و اجازه بده که من مال آن باشم تا از یخ بستگی دل در امان بمانم . نگاه تو آفتاب دوباره من است . میل عشق ورزیدن به تو و رها شدن در تو کاش تا همیشه با من بماند ، تا همیشه ...
شما به طرف خانه کسی که دوستش دارید می روید. دو راه برای رسیدن به آنجا وجود دارد: یکی راه کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده است اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب. حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می کنید؟
در راه دوم بوته گل رز می بینید. یکی پر از گلهای رز قرمز و دیگری پر از رزهای سفید. شما تصمیم می گیرید که 20 شاخه از رزها را برای او بچینید. چندتا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید؟(شما می توانید یا همه را یک رنگ و یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید)
بالاخره شما به خانه او می رسید. یکی از افراد خانواده در را به روی شما باز می کند. شما می توانید از آنها بخواهید که دوست شما را صدا بزنند یا اینکه خودتان او را صدا بزنید. حال چکار می کنید؟
شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی آنجا نیست پس تصمیم می گیرید که رزها را همان جا بگذارید ترجیح می دهید آنها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟
شب می شود ، شما و او هر کدام در اتاق های جداگانه ای می خوابید. صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید به نظر شما وقتی به آنجا می روید او خواب است یا بیدار؟
وقت برگشتن به خانه است. آیا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید؟ یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالبتر بروید؟
بی رحمانه اندک بود و
واقعه
سخت
نا منتظر .
از بهار
حظ تماشایی نچشیدیم ،
که قفس
باغ را پژمرده می کند .
از آفتاب و نفس
چنان بریده خواهم شد
که لب از بوسه نا سیراب .
برهنه
بگو برهنه به خاکم کنند
سراپا برهنه
بدان گونه که عشق را نماز می بریم ،
که بی شایبۀ حجابی
با خاک
عاشقانه
در آمیختن می خواهم .![]()


